الشيخ أبو الفتوح الرازي
338
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
براى آن كه آنچه نفيستر بود باز پس دارند ، كقوله : وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّه ( 1 ) ، و ديگر آن كه : در نهاد ( 2 ) آن مقدّم است و پيشتر ، و گفتند : براى آن كه اوّل آن ويران ( 3 ) كردند ( 4 ) و چنان كه رسول ما را - صلوات اللَّه - عليه - باز پسين پيغامبران كرد . و جواب درست از اين آن است كه : « واو » ايجاب ترتيب نكند اگر چه در لفظ مقدّم باشد روا بود كه در معنى مؤخّر باشد . آنگه مساجد را وصف كرد به آن كه ذكر خداى در او بسيار كنند . * ( وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّه مَنْ يَنْصُرُه ) * ، و خداى نصرت كند آن را كه خداى را نصرت كند ، يعنى دين او را و پيغامبران خداى را . * ( إِنَّ اللَّه لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ) * ، كه خداى تعالى تواناست و با عزّت و منعت ، كس بر او راه نيابد . قوله : * ( الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ ) * ، محلّ « الَّذين » نصب است بدلا من قوله : * ( مَنْ يَنْصُرُه ) * ، چه او در محلّ نصب است ، گفت : آنان كه نصرت دين خداى كنند ، آنان باشند كه ما ايشان را در زمين تمكين كنيم ، نمازها به پاى دارند ، و زكات مال بدهند ، و امر معروف كنند ، و نهى منكر ( 5 ) كنند . قتاده گفت : اصحاب محمّداند ، عكرمه گفت : اهل پنج نمازاند ( 6 ) ، حسن و ابو العاليه [ 54 - ر ] گفتند : امّت پيغامبر ما اند . و تمكّن ( 7 ) دادن آن باشد كه فعل با آن درست باشد از قدرت و آلت و نصب دلالت و صحّت و سلامت و لطف و جز ( 8 ) آن . * ( وَلِلَّه عاقِبَةُ الأُمُورِ ) * ، و خداى راست عاقبت كارها ، يعنى مرجع و مآل كارها با خداى باشد ، و مصير خلق با او بود ، همه معزول و ذليل ( 9 ) شوند و ملك با او شود ( 10 ) . * ( وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ ) * ، آنگه گفت بر تسليت رسول - عليه السّلام - كه : اگر تو را به دروغ مىدارند اين كافران ، پيش از ايشان قوم نوح [ نوح ] ( 11 ) را به دروغ داشتند ، و عاد
--> ( 1 ) . سورهء ملائكه ( 35 ) آيهء 32 . ( 2 ) . آج ، لب : نهادن . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بيران . ( 4 ) . آط و گفتند : براى آن كه آنچه نفيس تر بود باز پس دارند ، كقوله : و منهم سابق بالخيرات . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : امر معروف و نهى منكر . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : نماز پنجاند . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : تمكين . ( 8 ) . آج ، لب : جزاى . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : زايل . ( 10 ) . آج ، لب : ماند . ( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت از آط افزوده شد .